در آیه ی ۳۰ سوره ی نور خداوند می فرماید:
قل للمؤمنين
يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبير بما يصنعون
یعنی:
به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ كنند . اين برای
شما پاكيزهتر است . خدا بدانچه میكنيد آگاه است .
نقل از کتاب مساله ی حجاب
....(تا می رسد به جایی که):
... كلمه ديگری كه در اين آيه به كار رفته است ، كلمه " « يغضوا » "
است كه از ماده " غض " است . غض و غمض دو لغت است كه هر دو در
مورد چشم به كار میرود و برخی آن دو را باهم اشتباه میكنند . بايد معنای
اين دو كلمه را نيز مشخص كنيم : غمض به معنای برهم گذاردن پلكها است .
میگويند غمض عين كن . كنايه است از اينكه صرف نظر كن .
چنانكه ملاحظه میكنيد اين لغت با كلمه عين همراه میشود نه با كلمه بصر
.
ولی در مورد كلمه غض میگويند غض بصر و يا غض نظر و يا غض طرف .
غض به معنای كاهش دادن است و غض بصر يعنی كاهش دادن نگاه . در قرآن
كريم سوره لقمان آيه 19 از زبان لقمان به فرزندش میگويد : " « و اغضض
من صوتك »" يعنی صدای خودت را كاهش بده ، ملايم كن ، فرياد نكن . در
آيه 3 از سوره حجرات میفرمايد : " « ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول
الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوی »" يعنی آنانكه صدای خود
را ( هنگام سخن گفتن ) در حضور رسول خدا ملايم میكنند ، يعنی فرياد بر
نمیآورند ، آنان كسانی هستند كه خداوند دلهايشان را برای تقوا آزمايش
كرده است .
در حديث معروف هند بن ابی هاله كه اوصاف و شمائل رسول اكرم را
توصيف كرده چنين آمده است : " " « و اذا فرخ غض طرفه » " ( 1 )
يعنی وقتی كه خوشحال میشد چشمها را به حالت نيم خفته در میآورد . بديهی
است كه مقصود اين نيست كه چشمها را روی هم میگذاشت و يا به طرف مقابل
نگاه نمیكرد .
مرحوم مجلسی در " بحار " اين جمله را اينطور تفسير میكند : " ای
كسره و اطرق و لم يفتح عينه . و انما يفعل ذلك ليكون ابعد من الاشر و
المرح " . يعنی پلك چشم را میشكست و سر را به پائين میانداخت و چشمها
را نمیگشود . چنين میكرد تا از حالت شادی زدگی دور باشد . معمولا افرادی كه مغلوب احساسات خود هستند
هنگامی كه شادی به آنها رو میآورد بی اختيار چشمها را گشاد میكنند و
قهقهه سر میدهند و به هيجان میآيند ، برخلاف افراد سنگين و با وقار .
علی عليه السلام در توصيه معروفش به فرزند خود محمد ابن الحنفية ،
هنگامی كه در جنگ جمل پرچم را به او داد فرمود : " كوهها اگر از جا
كنده شوند تو سر جای خود باش ، دندانها را روی هم فشار بده " تا خشم و
غضبت تحريك شود " سر خود را به خداوند عاريه بده و پاها را در زمين
ميخكوب كن " . آنگاه در آخر اضافه فرمود : " « ارم ببصرك اقصی القوم
و غض بصرك » " ( 1 ) يعنی تا آخرين نقطه دشمن را نظر بيند از و چشمها
را بخوابان . بديهی است كه مقصود اين نيست كه چشمها را ببند ، يا نگاه
نكن ، مقصود اينست كه به يك نقطه معين ، مخصوصا به تجهيزات دشمن خيره
نشو .
همچنين در دستور العمل عمومی آن حضرت به اصحابش در جنگها میفرمايد :
" « غضوا الابصار فانه اربط للجاش و اسكن للقلوب و اميتوا الاصوات فانه
اطرد للفشل » " ( 2 ) نگاهها را به تجهيزات دشمن كم كنيد كه اينطور
دلها محكمتر و آرامتر است . بانگها را كوتاه كنيد كه اينطور بهتر سستی
را طرد میكند .
از همه اين موارد چنين فهميده میشود كه معنی " غض بصر " كاهش دادن
نگاه است ، خيره نشدن و تماشا نكردن و بهاصطلاح نظر استقلالی نفكندن است .
صاحب مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث ( آيه سوره نور ) میگويد : "
اصل الغض النقصان " يعنی ريشه معنی غض كاهش و كمی است " يقال غض
من صوته و من بصره ای نقص " . يعنی وقتی كه اين ماده به صوت و يا بصر
نسبت داده میشود يعنی آنرا كاهش داد . در ذيل تفسير آيه سوره حجرات
میگويد :
" غض بصره اذا ضعفه عن جده النظر " . يعنی معنی " غض بصره "
اينست كه تند نگاه كردن را كم كرد . راغب اصفهانی در كتاب نفيس "
مفردات القرآن " اين كلمه را عينا همين طور معنی میكند .
عليهذا در آيه مورد بحث معنای " « يغضوا من ابصارهم »" اينست كه
نگاه را كاهش بدهند يعنی خيره نگاه نكنند و به اصطلاح علماء اصول ،
نظرشان آلی باشد نه استقلالی .
توضيح اينكه يك وقت نگاه انسان به يك شخص برای وارنداز كردن و دقت
كردن به خود آن شخص است مانند اينكه بخواهد وضع لباس و كيفيت آرايش
او را مورد مطالعه قرار دهد ، مثلا ببيند كراواتش را چگونه بسته است و
موی سرش را چگونه آرايش كرده است . ولی يك وقت ديگر نگاه كردن به
شخصی كه با او روبرو است برای اينست كه با او حرف میزند ، و چون لازمه
مكالمه نگاه كردن است به او نگاه میكند . اين نوع از نگاه كردن كه به
عنوان مقدمه و وسيله مخاطبه است ، نظر آلی است ، ولی نوع اول نظر
استقلالی است . پس معنی جمله اين است : به مؤمنين بگو به زنان خيره
نشوند و چشم چرانی نكنند .
اين نكته بايد اضافه شود كه برخی از مفسران كه " غض بصر " را به
معنی ترك نظر گرفتهاند مدعی هستند كه مقصود ترك نظر به عورت است
همچنانكه جمله بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است . و باز همانطور كه
فقها گفتهاند ، فرضا مقصود از غض بصر ترك نگاه به طور كلی باشد اعم از
نگاهی كه به منظور تماشا و التذاذ باشد و يا نگاهی كه لازمه مخاطبه است ،
متعلق نگاه ذكر نشده است كه چيست ( 1 ) .
ولی اگر چنانكه ما استنباط كرديم ، مقصود از " غض بصر " اين باشد كه
خيره نگاه نكنند ، يعنی ناظر به نگاهی باشد كه لازمه مخاطبه است و مقصود
اينست كه چشم چرانی نكنند ، قطعا متعلق غض بصر چهره است و بس.
زيرا آنچه ضرورت اقتضا میكند همين
قدر است . نگاه به غير چهره ( و شايد
دو دست تا مچ ) حتی با " غض
بصر " نيز جايز نيست .